ضرورت بررسی مجدد اعتبارنامه دلخوش جهت پاک شدن مجلس از وجود انسان‌های هتاک
جلسه استیضاح شهردار رشت لغو شد/ چه کسانی غائب بودند؟
کدام نمایندگان مجلس طرح سوال از رئیس جمهور را امضا کردند؟ / ۶ نماینده گیلانی جزء امضا کنندگان+ اسامی
مسکن در دولت روحانی ۵۸۶ درصد گران شد+ نمودار
موفقیت‌های عجیب جانشین حاج قاسم/ نبرد شبح‌گونه سردار قاآنی در منطقه
مفاهیمی که ۱۴۰۰ سال قبل در اسلام حل شده‌اند

هرچند که زندگی حیوانات در جنگل و باغ وحش هم بر اساس یک قواعد از پیش تعریف شده و متأثر از غرایزی است که خداوند به آنها داده است، اما در تمدن غرب حتی بدیهی ترین مفاهیم انسانی و اخلاقی هم زیر تیغ آزادی بی حد و حصر و به اصطلاح توسعه! می توانند ذبح شوند.

..................... تاریخ انتشار:۱۱ تیر ۱۳۹۹ ......................

رویداد گیلان :رضا صفری: در طول زندگی افراد زیادی را دیده ایم که به صورت افراطی مقهور تکنولوژی و پیشرفت های مبتنی بر رفاه مادی شده اند. این عده از آنجایی که نتوانسته اند بین صورت و معنا، ارتباط منطقی برقرار کنند، تمام ساحت های زندگی انسان را از دریچه تکنولوژی دیده و به تعبیری، خواسته یا ناخواسته عقل آنها هم از چهارچوب تکنولوژی فراتر نرفته است. در واقع در نزد آنها، چیزی به عنوان ارزش تلقی می شود که صاحبان فناوری آن را ارزش می دانند. عقلی که مقهور تکنولوژی شده، دقیقاً مانند شخصی است که در فاصله دو سانتیمتری یک تلویزیون ایستاده است. در این صورت تمام دنیای او محصور در چند نقطه از تلویزیون است و نه تنها اشرافی بر بیرون از تلویزیون ندارد، بلکه تمام صفحه تلویزیون را هم نمی تواند با هم ببیند.

شکل به اصطلاح علمی و البته فراگیر و پیچیده تر این نوع نگاه را می توان در متفکران غربی جستجو کرد. مثلاً فرانسیس فوکویاما، نظریه پرداز معروف آمریکایی، نظریه پایان تاریخ را ارائه داد که بر اساس آن لیبرال دموکراسی غربی به عنوان مقصد نهایی و خاتمه تکامل ایدئولوژیک نوع بشر قلمداد می شد.

اما هر چقدر که جلوتر می رویم، با مشاهده وقایع پیرامون خود، بیشتر پی خواهیم برد که لباس لیبرال دموکراسی بیش از آنچه که غربی ها ادعا می کردند به تن دنیا تنگ آمده است تا جایی که خود غربی ها هم امروز به آن اعتراف می کنند.

قصد بر این نیست که پیشرفت های بشری در قرون اخیر نادیده گرفته شود، که البته در هر عصر و دوره ای این پیشرفت ها کم و بیش وجود داشته است، اما قرار هم نیست در برابر ضعف های بنیادین موجود مهر بر لب بزنیم و انگشت در گوش خود فرو کنیم.

تظاهرات روزهای اخیر علیه تبعیض و نژادپرستی در نقاط مختلف دنیا، مخصوصاً آمریکا را باید مشت نمونه خروار دانست. در واقع امروز، ما در دنیای غرب شاهد مسائلی هستیم که ۱۴۰۰ سال پیش در دنیای اسلام  کاملاً حل شده است. اما وقتی دنیای غرب هنوز در بدیهی ترین و ابتدایی ترین مسائل نوع بشر درمانده است، چگونه انتظار داریم که روابط پیچیده حاکم بر زندگی انسان ها را به خوبی درک کند و از آن مهمتر که پاسخی قابل اطمینان برای آنها بیابد؟

۱٫ در اسلام، هیچ برتری بین سفیدپوست، سیاهپوست، سرخپوست، زرد پوست، دورگه و …وجود ندارد. همگی انسان بوده و در آفرینش از یک گوهرند. تاریخ هم گواه خوبی بر این مدعاست. در دنیای غرب ممکن است که هیچ گاه در تریبون های رسمی به خود جرأت ندهند تا علیه سیاهپوستان سخنی بگویند، اما در عمل شاهد بوده ایم که جان آنها بی ارزش تلقی شده و حقوق آنها نیز پایمال می شود. از همه اینها گذشته، چه کسی است که انکار کند آمریکا و متحدان اروپایی و غیر اروپایی آن، جزو وظایف ذاتی خود می دانند که از رژیم نژادپرست صهیونیستی – که ابایی هم از بیان نژاد پرست بودن خود ندارد –  حمایت کنند؟ دقیق تر بپرسیم، آیا رژیم نژاد پرست اسرائیل، مگر از محصولات همان تفکری نیست که قرار بود پایان تاریخ باشد؟

۲٫ نوع نگاه اسلام به موضوع زنان و دختران، نه نگاه زن ستیز قبل از اسلام و عصر جاهلیت است و نه نگاه زن سوز جاهلیت مدرن. مثلا ً قرآن کریم حدود سیزده قرن قبل از اروپا و آمریکا به زن استقلال اقتصادی داده است. اما به تعبیر شهید مطهری «انگیزه ‏ای که سبب شد اسلام به زن استقلال اقتصادی بدهد، جز جنبه‏ های انسانی و عدالت‌دوستی و الهی اسلام نبود.

در آنجا مطالبی از قبیل مطامع کارخانه‏ داران انگلستان وجود نداشت که به خاطر پر کردن شکم خود این قانون را گذراندند، بعد با بوق و کرنا دنیا را پر کردند که ما حق زن را به رسمیت‏ شناختیم و حقوق زن و مرد را مساوی دانستیم… »

امروزه برایمان روشن شده است که روحیه افراط و تفریط غرب، در گذشته و حال، در هر صورت غل و زنجیر را از دست و پای زن باز نکرده است، و اتفاقاً با مقولاتی نظیر فمینیسم، غل و زنجیرهای به مراتب بدتری به دست و پای زن آویخته است و او را به سان یک کالای تجاری و جنسی در آورده است.

البته این تفریط ها را باید نتیجه آن افراط های گذشته دنیای غرب دانست که شأن انسانی زن را در ابتدایی ترین مسائل نادیده می گرفت. اما از این نکته نیز نباید غافل ماند که آنچه که اسلام به دنبال آن بوده، نگاه به ظرفیت های زن و مرد به طور جداگانه و رشد و هدایت آنها در یک مسیر مشخص و هدفمند است که به تعالی خانواده و جامعه می انجامد.البته در بعضی مواقع منجر به تشابه حقوق زن و مرد می شود و در بعضی واقع خیر. و ممکن است در برخی مواقع تشابه حقوق این دو، اتفاقاً ظلم به زن باشد. نکته ای که در دنیای غرب به آن توجه نشده است و اثرات آن را در حوزه خانواده و آسیب های فرهنگی و اجتماعی به وفور می بینیم.

۳٫ در موضوع کرونا شاهد چهره دیگری از تمدن غرب بودیم که حداقل برای عده ای از مردم داخل باور آن کمی سخت بود. حمله به فروشگاه ها و خالی کردن قفسه ها در روزهایی که مردم به شدت به کمک یکدیگر نیاز داشتند. نزاع مردم در فروشگاه ها، صف کشیدن برای خرید اسلحه و افزایش خرید و فروش اسلحه در ایام کرونا، ادعای دزدیده شدن ماسک و تجهیزات پزشکی یک کشور توسط کشوری دیگر و … همگی نشان دادند که آرمان شهر ها و مدینه های فاضله ذهنی با عینی، زمین تا آسمان باهم فرق دارند و ما با یک تمدن وحشی روبرو هستیم. اما مردم کشورمان با وجود همه تحریم ها و فشارهای اقتصادی و مشکلات معیشتی، شانه به شانه در کنار یکدیگر بودند. نمی توان از روحیه جهادی، مواسات، ایثار و تلاش شبانه روزی عده ای سخن گفت و نقش باورهای دینی و فرهنگی را نادیده گرفت.

همچنین در غرب بعضاً شاهد بودیم که برخی از سالمندان به حال خود رها می شدند و یا در روند درمان کرونا بین افراد سرمایه دار و غیر سرمایه دار تفاوت وجود داشت. این در حالی است که از نظر اسلام جان همه انسان های جامعه به یک میزان ارزش دارد، فقیر باشند یا غنی،پیر باشند یا جوان.

۴٫ در چند روز گذشته تصاویر متعددی از آمریکا و سایر کشورهای جهان منتشر شده است که مردم به نمادهای برده داری و سرمایه داری حمله و مجسمه آنها را در سطح شهرها سرنگون می کنند. اما سؤال اینجاست که چگونه تا امروز، اندیشمندان غربی و مردم عادی، در برابر این قضیه سکوت کردند؟ و چگونه مشاهده می کردند که سال ها، پول مالیاتی که از جیب آنها می رود و بودجه کشورشان صرف ساخت، بازسازی و حفظ آثاری می شود که صاحبان آن، خون مردم را در شیشه کرده و از سردمداران برده داری، سرمایه داری و جنگ طلبی در دنیا هستند؟

سرنگون کردن نمادهای برده داری، تبعیض نژادی و سرمایه داری، بسیار ارزشند است، اما باید دانست که همان افراد از معماران اصلی تمدن وحشی امروز هستند. بنابراین به نظر می رسد آنچه که مهمتر از سرنگونی مجسمه ها باشد، از بین بردن بنیان ها و ایده هایی است که آنها در قرون گذشته بنا نهاده و بر ملت ها تحمیل کرده اند تا مردم را در یک برده داری مدرن و پیچیده تر گرفتار کنند، به گونه ای که هم اکنون بر همه ابعاد زندگی  مردم دنیا سایه افکنده است. با اندکی تحقیق و تأمل می توان  رد پای بعضی از همان صاحبان مجسمه ها را در فرهنگ، اقتصاد، سیاست، علم، آموزش و …. به وضوح مشاهده کرد.

۵٫ تمدن غربی در قرون اخیر به گونه ای خود را معرفی کرد که گویی هر آنچه در قالب این تمدن نگنجد توحش است. نگاه مغرورانه و متکبرانه به سایر جوامع و خود روشنفکرپندار و خود متخصص پنداری، قرن هاست که در اعماق وجود تمدن غرب رسوخ کرده است. اما هر چه که زمان گذشت، بیشتر به این گزاره رسیدیم که دنیای غرب نگاه کاریکاتور گونه به انسان و زندگی او داشته است. امروز آزادی‌های بی‌حدوحصر و خواسته‌های دور از شأن و کرامت انسانی باعث بروز بسیاری از ناهنجاری‌های فرهنگی ــ اجتماعی شده است. اگر امروز پایگاه خبری “christiantoday” گزارش می دهد که حداقل ۱۰ هزار نفر از شهروندان بریتانیا به انسان سگ‌نما” تبدیل شده‌اند و رفتار‌های خود را حتی  در نوع لباس پوشیدن، طبق رفتار یک سگ دنبال می‌کنند، خیلی جای تعجب ندارد. افرادی که حاضرند  قلاده به گردن ببندند و به همراه صاحب خود به خیابان و پیاده رو بروند! اتفاقاً اگر غیر از این باشد باید تعجب کرد. برخی از صاحب نظران معتقدند که این گروه از افراد، سال ها پیش و از دل پدیده ای به نام همجنسگرایی به وجود آمده اند. همجنسگرایی یا سایر رفتارهای خلاف شئون انسانی در غرب نیز، معلول و محصول نگاه ویران کننده تمدن غرب به زن و تباه کردن روحیه انسانی او و به طور کلی آزادی های بی ضابطه جنسی  است. علت آن هم نگاه تک بعدی و ماشینی مطلق به انسان و همچنین پیروی از امیال و شهوات است که به دلیل دور بودن از مفاهیم ناب توحیدی، در یک مسیر مشخص و هدفمند قرار نگرفته است. در واقع ده ها مسئله پیدا و پنهان، دومینو وار بر یکدیگر اثر گذاشته اند و قطعاً عوارض آن ادامه خواهد داشت و چه بسا در آینده بدتر از اینها را هم مشاهده کنیم!

در واقع تمدن غرب نشان داده است که به زندگی انسان ها در حد یک باغ وحش نگاه می کند. هرچند که زندگی حیوانات در جنگل و باغ وحش هم بر اساس یک قواعد از پیش تعریف شده و متأثر از غرایزی است که خداوند به آنها داده است، اما در تمدن غرب حتی بدیهی ترین مفاهیم انسانی و اخلاقی هم زیر تیغ آزادی بی حد و حصر و به اصطلاح توسعه! می توانند ذبح شوند. زیرا این، زندگی و کرامت انسانی در سایه نعمات خدادادی نیست که اهمیت دارد، بلکه «منم ها» و «خود محور» بودن انسان ها و همچنین «مد» است که تعیین می کند چه چیزی خوب و چه چیزی بد است؟

اما در لایه پنهان تر، این سرمایه داران و برده داران مدرن بودند که از زندگی جنگلی و باغ وحشی انسان ها سود بردند و به مقاصد اقتصادی و سیاسی خود رسیدند. بنابراین در مقیاس وسیع تر، برده داران و سرمایه داران رشد یافته در مکتب غرب، سال هاست که به گردن بسیاری از مردم دنیا قلاده بردگی انداخته اند، اما هیچ گاه دوست ندارند که این بردگی ها در حوزه های مختلف برای مردم آشکار و شناخته شوند.

نظرات شما

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)



بایگانی شمسی
آگوست 2020
ش ی د س چ پ ج
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031  
تقویم شمسی
مرداد ۱۳۹۹
ش ی د س چ پ ج
« تیر    
 123
۴۵۶۷۸۹۱۰
۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷
۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴
۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱