گزارش تصویری افتتاح اورژانس هوایی گیلان
گزارش تصویری شام غریبان حسینی در رشت
گزارش تصویری تجمع بزرگ عاشوراییان و اقامه نماز ظهر عاشورا در میدان شهرداری رشت
گزارش تصویری عزاداری مردم رشت در تاسوعای حسینی
گزارش تصویری آیین سنتی مجمع بری در روستاهای شرق گیلان
کدام حقوق، کدام شهروندی!

به گزارش رویداد گیلان ،با انتخاب غیر طبیعی و عجیب اداره کل  (نظارت و نه حفاظت)  بر محیط زیست استان گیلان در جشنواره شهید رجایی به عنوان دستگاه برتر توسط کلانتری رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور، به گمانم کمی دیر شده است برای اینکه به اطراف مان بنگریم و بگوییم با این خاک چه […]

..................... تاریخ انتشار:۱۱ خرداد ۱۳۹۸ ......................

به گزارش رویداد گیلان ،با انتخاب غیر طبیعی و عجیب اداره کل  (نظارت و نه حفاظت)  بر محیط زیست استان گیلان در جشنواره شهید رجایی به عنوان دستگاه برتر توسط کلانتری رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور، به گمانم کمی دیر شده است برای اینکه به اطراف مان بنگریم و بگوییم با این خاک چه کرده ایم و گریبان چاک کنیم. این مصیبت عمومی تخریب منابع طبیعی و محیط زیست، توسط مردم نا آگاهانه و توسط مسئولین آگاهانه اتفاق افتاده و می افتد. بسیاری از این منابع تجدیدناپذیر هستند و دلال های تکیه زده بر مخده ی محیط زیست این را خوب می دانند. کسانی که چشم شان را بسته اند و از تکنولوژی و صنعت علیه منابع طبیعی ملی استفاده می کنند.

آیا وقتش نرسیده است که کمی هم به خود بیاییم و بپردازدیم و از خودمان بپرسیم: این مدیران بی هنر چه کردند با ما؟ آیا وقتش نرسیده است از حقوق عامه مردم گیلان که تا حدود زیادی تحت الشعاع این نامدیریتی ها قرار گرفته است، دفاع کنیم؟

بی شک انتظار عمومی آن است تا قوه قضاییه نیز در دفاع از حقوق عمومی و دفاع از حقوق عامه مردم بازدارنده تر و سرسخت تر ورود کند و با برخورد قاطعانه با متجاوزان به حقوق عمومی چه در جنگل و چه در محیط زیست و منابع ملی منجر به کوتاهی دست این مدیران بی دانش و هنر از سکان تصمیم گیری شود تا شاید به این راحتی بسیاری از منابع مان را از دست ندهیم.

سوگمندانه باید اذغان شود، سکوت و یا موافقت اداره کل  (نظارت و نه حفاظت)  محیط زیست استان گیلان در موارد بسیاری که در ذیل شرح داده خواهد شد با این لوح سبز دستگاه برتر، موجب شوک همه فعالان محیط زیست کشور گردید. مجوزهایی نامشروع و غیر قانونی، لابی گری و دلالی، بی توجهی به معیشت محیط بانان، رانتخواری و ویژه خواری… تنها بخشی از افتخارات برخی از مدیران است. مالکیت محیط زیست را به چنگال سود جو و منافع طلب عده ای واگذار کرده اند و برایشان کف هم می زنند، چرا؟!

آری گیلان نیز از چنگال های سودجوی دلالان دولتی خالی نیست. عدم نظارت جامع بر عملکرد مدیرکل نظارت بر محیط زیست گیلان را می توان در مغفول ماندن از اجرای طرح سالم سازی سواحل،پی گیری مجدانه احداث سد لاسک، احداث مطالعه نشده و عجولانه کارخانجاتی چون سیمان دیلمان در دل جنگلهای هیرکانی سیاهکل و برداشت بی رویه شن و ماسه، موافقت با قطع درختان ۴۰ میلیون ساله هیرکانی و …. لایروبی غیر کارشناسی سلکه، لایروبی مداوم آبراهه ها، امضای شیوه نامه ننگین ساماندهی آب بندان ها و تالاب های استان و استحصال مواد معدنی از تالاب های گیلان، عدم برخورد با تخلفات زیست محیطی منطقه آزاد، تبدیل تالاب به استخر در پارک ملی بوجاق به بهانه ی احداث پل چوبی و رونق گردشگری و واگذاری آب بندان ها به افراد متمول و غیر بومی دانست که همه و همه آنچنان است که نمی توان یکی را بر دیگری ارجح دانست، تاسف بار است که دستگاه زباله سوز بیمارستانی سراوان رشت، به‌هیچ وجه استاندارد نبوده و وقتی زباله‌ها را می‌سوزاند دود غلیظ آن، کل منطقه را پر می‌کند.

سراوان به مرکز جمع‌آوری پسماند‌های استان گیلان تبدیل شده است و به ‌همین دلیل این منطقه در شرایط بحرانی به سر می‌برد. خطر آلودگی محیط زیست از تجاوز به جنگل های شمال و منابع ملی بیشتر شده است، جنگلی که تا دیروز شکنجه گاه درختان در برابر حملات قاچاق چوب بود امروز شیرابه های انباشت زباله در دل جنگل و مراتع در حال خشکاندن گونه های کمیاب جنگلی و گیاهی است.

۱- یکی از جنایت هایی که در طبیعت گیلان رخ داد این بود که در سال ۸۲ /۳هکتار از منطقه حفاظت شده لیسار در روستای قمبرمحله، در قالب طرح احداث کارخانه کمپوست به شهرداری تالش واگذار شده است.از سال ۸۲ تاکنون این کارخانه به‌صورت یک اسکلت نیمه‌کاره باقی ماند. قبل از اجرای این طرح در آن بخش از لیسار یک جنگل انبوهی وجود داشت که درحال حاضر دیگر خبری از آن جنگل انبوه نیست و به دلیل احداث کارخانه کمپوست تخریب شده است. واگذاری اراضی مناطق حفاظت‌شده جهت احداث کارخانه غیرقانونی و کاملا غیرفنی بوده است اما پس از گذشت۱۳ سال چرا دوباره سازمان محیط زیست در سال ۹۵ مرتکب این خطا شد و مجددا نامه واگذاری اراضی منطقه حفاظت شده به شهرداری تالش را تایید کرده است؟! و صد البته شورای عالی حفاظت از محیط زیست نیز در انتهای سال ۱۳۹۶ با کاهش محدوده این منطقه حفاظت شده به مدد مدیر استانی خود آمد.

۲- برخی کارشناسان کارنابلد محیط زیست و تصمیم سازان و تصمیم گیران به جای تمرکز روی آبخیزداری و جلوگیری از ورود فاضلاب ها و مدیریت پسماند وارد عملیاتی می شوند که بر اساس رانت ها و منافع شخصی اتفاق می افتد. برای مثال محققین ژاپنی بر اساس یافته ها بر این مقوله اتفاق نظر دارند که بخش زیادی از رسوبات تالاب توسط رودخانه سیاه درویشان وارد دریا می شود و به سرخانکل نمی ریزد مگر در موارد استثنایی که شاید در مواقع بسیار سیلابی بخش اندکی از این رسوبات وارد سرخانکل گردد. آن هم با یک ورودی باعرض حدودا سه متری با طول اندک.
سوگمندانه باید گفت تله رسوبگیری که نصب شده جنس رسوبات دریافتی اش با رسوبات سرخانکل مطابقت ندارد و رسوبات سرخانکل ریزدانه هستند این تله با هزینه هنگفت پس از گذشت سه سال پر می شود. حال سوالی که پیش می آید این است که چرا این هزینه به بخش آبخیزداری در بالادست تعلق نمی گیرد؟

۳- یکی از ضربه های مهلکی که به تالاب ها وارد می شود لایروبی و کم کردن حجم توده های نیزار است. حفاظت از محیط زیست در گرو رضایت عده ای است که قوانین بازدارنده منافع آن ها را به خط می اندازد و نمی توانند به دلالی خود ادامه دهند و به دلیل به خطر نیافتادن منافع شخصی آن ها سلامت هم وطنان و طبیعت باید به خطر بیافتد.
تا اینجای سوگنامه را داشته باشید تا برسیم به قلب واقعه؛ همان کارشناسان نابلد معتقدند لایروبی تالاب ها نیازمند ارزیابی زیست محیطی است! ارزیابی زیست محیطی شان را در بررسی سند ارزیابی سد لاسک دیدیم که چون مشق شب کودکانِ مردودی پر از اشتباه و خرچنگ قورباغه بود. اما در این خصوص سوالی پیش می آید اینکه چگونه می شود کارشناسی برای پدیده های زیست محیطی منحصر به فرد ارزیابی زیست محیطی دست و پا کند. برای مثال می خواهند برای احداث یک کارخانه سیمان در دل جنگل های هیرکانی ارزیابی زیست محیطی داشته باشند. اظهر من الشمس است که این تصمیم از بن اشتباه است برای یک کار اشتباه چه بررسی و ارزیابی می خواهند بنویسند؟ یک مثال روشن تر آیا شما موافقت می کنید که یک تیم پزشکی خبره برای مروارید کاری روی قلبتان جلسه بررسی و ارزیابی بگذارند؟ این کار کشنده است و این به هر عقل ناقصی خطور می کند که آخر به چه قیمت؟ لایروبی تالاب ها خیانت به طبیعت است.
مبحث قیمت گذاری درختان و جنگل های چهل میلیون ساله هیرکانی در مسیر ساخت سد، تفاوت عمده ای بین قیمت و ارزش است جنگل های هیرکانی قیمتی نیستند اکوسیستم های سنتی ارزشی هستند می خواهند چه قدر خسارات زیست محیطی پرداخت کنند؟ چرا مدیرکل استان روز قبل از آمدن وزیر نیرو برای افتتاح و کلنگ زنی تلفن اش را خاموش کرده بود؟ آیا با چنین سند بررسی و ارزیابی ای می خواستند سد لاسک را بسازند؟ با این همه اشتباه در بخش تئوری؟

۴- یکی دیگر از جنایت هایی که به اسم احیای تالاب بین المللی انزلی در حال رخ دادن است ایجاد و تعمیق آبراهه ها است. ایجاد آب راهه ها یعنی کانالیزه کردن تالاب و جدا کردن آب از بدنه اصلی تالاب که آن را ازقالب پهنه ی آبی تبدیل به رودخانه می کند، سرعت خروج آب را زیاد می نماید و کانالیزاسیون اتفاق می افتد و شایان ذکر است که در معاهده بین المللی رامسر کانالیزاسیون تالاب ها ممنوع می باشد.

۵- یکی دیگر از جنایت هایی که در تالاب بین المللی انزلی در حال رخ دادن است آب بندان ها هستند. در حالی که کم آبی زندگی پرندگان بومی و مهاجر را تهدید می کند آب بندان ها نیز محلی برای کسب درآمد محیط زیست از طریق شکار شده است که به طور فصلی در اختیار بومیان و افراد ذینفع که در حاشیه تالاب زندگی می کنند قرار می گیرد در این طرح هر کس با توجه به موقعیت جغرافیایی هفته ای دو روز در محل مربوطه به شکار ماهی ها و پرندگان می پردازند که شایسته است با توجه به تخریب زیستگاه پرندگان با تمهیداتی ضمن حفاظت از جمعیت باقیمانده وحوش در طبیعت زمینه افزایش شمار این حیوانات فراهم شود نه اینکه آب بندان ها حیاط خلوت رانتخواری مدیران شود.

۶- با توجه به اینکه مشکل تالاب انزلی رسوبات نیست پس اصل داستان بایوجیمی زیر سوال است. اگر بر فرض محال این تکنولوژی درست عمل کند و تالاب تا دو متر عمیق تر شود (بنا به ادعای خودشان) آسیبب شدیدی به گیاهان و متعاقبا همه موجودات تالاب وارد می شود.
۱- آیا ارزیابی از اثرات طولانی مدت این مواد بر روی گیاهان و موجودات وجود دارد؟
۲- با فرض اینکه همه چیز خوب پیش برود، ما باز هم ورود فاضلاب ها و رسوبات و کودها و سموم کشاورزی و زباله را داریم پس روز از نو روزی از نو. ذر واقع ۱۰۰۰ میلیارد پَر.
با توجه به موارد فوق بهترین کار این است که با چنین بودجه هنگفتی تصفیه خانه ها را راه اندازی کنند و سپس آبخیزداری و کشاورزی ارگانیک را ترویج نمایند آب دزدی نکنند موج شکن ها را اصلاح کنند تا تالاب بدون مداخله ی مواد شیمیایی با قدرت خودپالایی خودش را احیا کند

۷- جنایت دیگری که در استان گیلان رخ داده است برداشت غیر مجاز شن با وسعت بالا از بستر تالاب بوجاق از سوی شهرداری کیاشهر بود که اداره محیط زیست استان گیلان این برداشت را لایروبی اسکله شهر کیاشهر عنوان نمود.فراموش نکنید که برداشت نزدیک به ۵ هزارکامیون شن وماسه ازاین تالاب ملی می تواند منافع زیادی را برای دست های پشت پرده و دلال های محیط زیست داشته باشدکه سازمان محیط زیست با مخالفت از ممانعت ادامه کار موافقت کرد و در سکوت مراجع قضایی این اقدامات صورت گرفت.

۸- یکی دیگر از جنایت هایی که نباید ناگفته بماند آلودگی آب های زیرزمینی است آب های زیرزمینی از طریق فرآیندهای طبیعی مانند شستشوی خاک و اختلاط با منابع آب زیرزمینی آلوده و یا از طریق فعالیت های انسانی از قبیل دفع مواد زاید، معدن کاری و فعالیت های کشاورزی در معرض آلودگی قرار می گیرند. گذشته از آن مکان های دفن زباله در مجاورت آب های زیرزمینی با شیرابه هاست که بدون هیچگونه بررسی دقیق و جامعی در این خصوص با دفن زباله باعث آلودگی شدید منابع آبی می گردد.امروزه آلودگی، رودخانه های استان گیلان همچون گوهر رود و زرجوب را در ردیف آلوده ترین رودخانه های جهان قرار داده است.
نبود تصفیه خانه ها در مراکز بهداشتی و درمانی هم چنین مراکز صنعتی و نفوذ شیرابه ها ی سمی به داخل سفره های زیرزمین و رودخانه های محلی گیلان از دیگر معضلات حل نشده در سطح گیلان است که نیاز بیش از پیش و همت روز افزون مدیران و متولیان این امر را می طلبد همتی که حلقه ی گمشده ی مدیریت در محیط زیست گیلان است. اما آنچه که اظهر من الشمس است با توجه به کاهش مراکز دفع زباله و در خطر بودن نسل گونه های جانوری و تخریب منابع تجدید ناپذیر به دلیل
سوء عملکرد مسئولان استان است که به‌جای آن‌که مشکلات زیست محیطی گیلان را کاهش دهد، باعث افزایش این مشکلات شده است. ناگفته نماند که در همین راستا احداث زباله سوز عفونی و خطرناک بیمارستانی، از نوع نسل قدیمی وآلوده ساز در داخل جنگل که کاری غیرفنی و ضد توسعه گردشگری و طبیعت گردی بوده با کمال شگفتی از سوی اداره کل محیط زیست گیلان مورد تایید قرار می گیرد.

سخن آخر:
حال آقای کلانتری مشتاقیم بدانیم که به کدام بهانه این لوح ارزشمند در جشنواره ای که به نام مردی عادل و نادر(شهید والا مقام رجایی) در مدیریت ایران عزیز زمین بوده را به چنین فردی اهدا کرده اید؟ و سوال دیگر آنکه چگونه بر این عملکرد ضعیف چشم پوشی کرده و روزه سکوت گرفتید مگر نه آنکه خود را میراث دار منشور حقوق شهروندی می دانید؟! کدام حقوق؟ کدام شهروندی؟!

نظرات شما

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)